خرید بک لینک

دلم گرفته برایم ترانه ای بنویس

برای پر زدنم ، بی کرانه ای بنویس


لبان شعر تو خاموش مانده اند چرا؟

بیا به خاطر من شاعرانه ای بنویس

و دستهای من از حسّ خواستن لبریز

برای این همه خواهش بهانه ای بنویس

بیا که خواب بدون تو مرگ تدریجی ست

برای زنده شدن ها شبانه ای بنویس

شبیه خرمن آتش گرفته در بادم

مهار شعله ی جان را نشانه ای بنویس

بگو که از قفس تن کجا فرار کنم؟

برای شوق رهایی فسانه ای بنویس

پرنده گمشده ، طوفان رسیده می ترسم

به من از امنیت آشیانه ای بنویس

درین زمانه ی بی اعتبار سنگی آه !

میان دفتر شعر عاشقانه ای بنویس

چگونه حال دلم خوب ازین ترانه شود ؟

برای این همه غم شادمانه ای بنویس..

برچسب: نویسنده: هلیا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:06

صفحه بندی