
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منمو حسرت با تو ما شدن
…
…
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه؟
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
…
میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو مثل تو تنهای تنها
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵ساعت 9:17 توسط سعید| |
برچسب: قراری,
نویسنده: هلیا زارعیان