
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست

نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 14:7 توسط سعید| |
برچسب: خاطره,
نویسنده: هلیا زارعیان