چیزی بنویس ...
-
تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 22:06
xa0خسته ام در خفقانم تو برایم بنویسxa0بغض کردم نگرانم تو برایم بنویسxa0درد تنها شدنم ریشه دوانده دل منxa0گل بی برگ خزانم تو برایم بنویسxa0پیر گشتم هوس موی سپیدت کردمxa0خالی از صد هیجانم تو برایم بنویسxa0انقدر زخم ب
بنویس/...
-
تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 22:06
xa0دلم گرفته برایم ترانه ای بنویسxa0برای پر زدنم ، بی کرانه ای بنویسxa0لبان شعر تو خاموش مانده اند چرا؟xa0بیا به خاطر من شاعرانه ای بنویسxa0و دستهای من از حسّ خواستن لبریزxa0برای این همه خواهش بهانه ای بنویسxa0بیا
با تو بهتر می شوم ...
-
تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 22:06
حال من خوب است اما با تو بهتر میشومآخ… تا میبینمت یک جور دیگر میشومبا تو حس شعر در من بیشتر گل میکندیاسم و باران که میبارد معطر میشومدر لباس آبی از من بیشتر دل میبریآسمان وقتی که میپوشی ک
وای، این شب چقدر تاریک است!
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
نیست رنگی که بگوید با من xa0 اندکی صبر ، سحر نزدیک است: xa0 هر دم این بانگ برآرم از دل: xa0 وای، این شب چقدر تاریک است! xa0 خنده ای کو که به دل انگیزم؟ xa0 قطره ای کو که به دریا ریزم؟ xa0 صخره ای کو که بدان آویزم
سفارشی...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
xa0 کی توبرمیگردی؟کی توبرمیگردی تا غزلواره اشعارم را xa0 برسرگیسوی توبنشانم xa0 وصمیمانه ترین گل سرخی که به باغ دل خودکاشته ام xa0 برسر راهت بیفشانم xa0 پس تو کی می ایی xa0 بعداین همه دوری xa0 پشت این نرده ، تنگی
درد تنهایی
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
xa0 دگر از درد تنهایی ، به جانم یار میباید دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی که میگفتم
کاش میشد...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
عاشقم xa0 اهل همین کوچهی بنبست کـناری xa0 که تو از پنجرهاش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی xa0 تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجرهی باز کجا؟ xa0 من کجا؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا؟ xa0 تو به لبخند و نگاهی xa0 منِ دلداده به آه
تکراری اما زیبا...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
نه کوه قاف نه تا آسمان نه تا ناهید مرا به کوچه محبوب خوب من ببرید به کوچه باغ پر از وهم - خلوت شاعر - به طوف قامت آن سرو که سرو باغ ارم را ز خود خجل می کرد به روز واقعه - تابوت من طواف دهید و اسب
یاد ایامی...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
xa0 یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میــان لاله و گـــل آشیـــانـــی داشتم گــرد آن شمع طرب می سوختـم پروانه وار پــای آن ســـرو روان اشـــک روانـــی داشتــم آتشـم بر جــان ولی از شکــوه لب خاموش بو
منتظرم برگردی...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
xa0 جاده ها هم به دلم می خندند به من منتظر چشم به راه که هنوز منتظرم برگردی پیچ این جاده جایی که به امید تو چشمان ترم را به نخ محکم عشق دوخته ام هم به خدا خنده ی تلخ همین جاده است تو مرا خس
برگرد
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
xa0 بغض هایم ترانه بی آوازدلواپسی و دستهایم درگیرتارهای چنگی که دیگر نمی نوازد لرزش شانه های ممتد دلتنگیم بهانه بودنت منتظرم برگرد ... xa0
دلنوشته...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
سلام عزیزم.. خوبی؟یعنی امیدوارم که خوب باشی چون اگه کوچه باغمم دنبال میکنی هیچ جوابی نمیدی دلتنگم. دلتنگ همه روزای گذشته ای که داشتم دلتنگ همه اتفاقهای خوبی که یه روزایی برام میفتاد دلتنگ همه اون احسا
خواب تو ...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 5:53
xa0 خواب می بینم تو را هر شب که مهمان منی در کنارم هستی و هر لحظه در جان منی xa0 گونه های زرد من تر می شود از اشک شوق همچو باران ، گوهر غلطان چشمان منی xa0 در بغل می گیرم آن اندام زیبای تو را خواب می بینم ک
فراموشم نکن (معین)
-
تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 19:12
xa0 xa0 هنوز عاشقترینم ای تو تنها باور من xa0 به غیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من xa0 هنوز عطر تو مونده در فضای خانه من xa0 هنوزم بیقراره این دل دیوونه من xa0 فراموشم نکن فراموشم نکن تویی تنها دلیل بودن من xa0 به یاد من باش, فراموشم نکن xa0 من تشنه محبت درد آشنای هجرت xa0 دلم به این جدایی هرگز ...
جاده خاطرات...
-
تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 19:12
xa0 دوباره جاده خاطراتم را قدم می زنم xa0 در خیابان های سرد این شهرِ سراسر سربی ، xa0 دوباره پرسه در شب های سرد شهر و غرق خیال تو بودن xa0 هیچ عابری نمی داند xa0 این مرد غمگین چگونه حسرت تو را در آغوش خود کشیده xa0 و در هوای تو قدم می زند هر شب زنده بودنش را ... xa0 در هوای سرد و آلوده در امتداد خط ...
پاهایت را بگذار اینجا…
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 13:51
[unable to retrieve full-text content] پاهایت را بگذار اینجا… درست روی قلبم… ببخش مرا … چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم … آهسته قدم بردار اینجا
سراغی از تو می گیرم ...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 13:51
xa0 نمی دانی ... که من در هر ستاره ، که مه را تا سحر یار و ندیم است ... و یا در چهره ی سرخ شقایق ، که خود بازیچه ی دست نسیم است ... نشانی از تو می بینم .. سراغی از تو می گیرم ... نمی دانی که من در قطره ی اشک ، که روزی مظهر خشم تو بوده ... و یا در شط خونین افق ها ... که روزی منظر چشم تو بوده ... نشان...
بگو بمیرم اگر انتظار بیهوده است....
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 13:51
xa0 نگو که یــاد تــو با گریــه پـاک خواهد شدxa0 که قلب من به هوای تو خاک خواهد شدxa0 تمـام مـردم اگـر از تـو روی گــردانندxa0 کسی برای تو اینجا ، هلاک خواهد شد اگر بهای تو مرگ است ، جان که چیزی نیست اشاره کن به تنم ، سینه چاک خواهد شدxa0 بخند و جلــوه گری کن ، که رنگ لبهایتxa0 برای باده فروشان ملاک...
تو رفته ای...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 13:51
xa0 به رغم عاشقی ، از غم کناره می گیرم برای آمدنت ، ... استخاره می گیرم به شوق روی تو هر شب ، درون رویایم بجای هدیه ، برایت ستاره می گیرم ! دلم گرفته ، گمانم وصال ممکن نیستxa0 ببین که بی تو جنونی دوباره می گیرم که واژه واژه ی هر بیت این غزل ها را برایت از دل تنگم عصاره می گیرم برای اینکه بگویم "غزل"...
برای تو می نویسم...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 13:51
در زیر باران برگ برای تو می نویسم. برای چشم هایت که شروع زندگیم بود از روزهایی که دوستت داشتم و انتظار زیباترین خودآزاری دنیا میشد برگ میبارید که عاشقت شدم که کودکی را زنده میکردم و هراسان در هر چشمی دنبال نگاه تو میگشتم برگ میبارید که صدایم کردی و قدم هایت کنار من به بهشت برین ختم میشد برگ میبارید ...